قران وموعود

مقدمه

 خداوند در قرآن کریم می فرماید : «بقیّت اللهِ خیرٌ لکم ان کنتم مومنین وما انا علیکم »

 یعنی : آنچه خداوند برای شما باقی گذارده ، برای تان بهتر است اگر ایمان داشته باشید ومن پاسدار شما .

در تمام ادیان الهی و حتی ادیان زمینی که دارای منشاء ریاضت وفلسفه واخلاق هستند بلا استثناء منجی ای دارند که برای شتاب در فرج او دعا می کنند . مطالعات باستان شناسی در نقاطی که بشر تا چند دهه پیش آنجا را فاقد سکونت وتمدّن می دانست (قسمتهایی از آمریکا

 

 و آفریقا ) نشان داد که اکثر مردم این نواحی در سالیان بسیار دور حتّی تا دوهزار سال قبل از میلاد مسیح  علیه السّلام هم دارای ادیانی بودند که در دین شان کمتر نشانی از بت پرستی دیده می شود ، و در فلسفه دین خود دارای منجی بودند که در آخر زمان برای نجات بشر ظهور می کند ( ویا به دنیا می آید ) وانگار بت پرستی از زمانی شکل گرفت که بشر به داشته های خود مغرور شد ومی خواست حتّی خدای خود را خودش بسازد وآن وقت بتواند از مانور وتو و تقلّب در آرا استفاده شخصی برد . این بود که در آرائ شان بدون اینکه فلسفه ای در پس پرستش داشته باشند وتنها کلام شان طبق تأیید قرآن این جمله بود که : « پدران ونیاکان ما در این دین بودند وما هم بر طریق آنانیم » .

و آنگاه که پیامبران آنها را به راه راست وهدایت دعوت می کردند ، آنها می گفتند که : تو دیوانه ای ؟؟؟ تو شاعری ؟؟؟

و آنگاه که از پیامبر در خواست معجزه می کردند وپیامبر آن معجزات را از خود به یاری خداوند کریم نشان می داد یک صدا می گفتند : تو ساحری ؟؟؟ تو معجزه گری ؟؟؟ تو از تبار شیاطین هستی ؟؟؟؟ و.....

ودر این حوزه یهود که در زمانی قوم برتر خداوند کریم بود (بقره-47) ید طولایی داشت وپیامبران زیادی را به ناحق کشت وکتاب خدا را دست خوش تحریف می کرد وجای فعل وفاعل وگاه جای کلمات وجملات را عوض می کرد تا آنچه که برای آنها مطلوب بود ارائه شود نه آن چیزی را که خدا می خواهد .

امّا با این همه باید اقرار کرد که کتاب تورات (پیدایش ، خروج ، لاویان ، اعداد ، تثنیه ) و کتب پیامبران بنی اسرائیل بیشترین بشارت ها را درباره پیامبر آخر ومنجی آخر زمان ارائه نمودند که خوشبختانه در اثر زمان با توجّه به بد رفتاری وکینه توزی شان زیاد هم از بین نرفته اند ونور خداوند کریم در لابلای این کلمات متواتر است . و چه زیبا فرمود قرآن کریم که : «آنها می خواهند نور خدا را خاموش کنند ولی نمی توانند .....» و تورات وکتب پیامبران بنی اسرائیل با توجه به هر نوع انکارشان ، واضح و آشکار است و خودشان هم بر این نکته دانایند وبه همین دلیل سر سخت ترین دشمنان مسلمانانند . ( مائده -83 )

همانطور که گفته شد بیشترین بشارت واقعی پیامبر وائمّه اطهار علیه السّلام در تورات وکتب بنی اسرائیل با وجود همه تحریف هایی که شده موجود می باشد وتصوّر کنید اگر تورات را دچار تغییر نمی دادند خود قرآن دیگری بود ولی متأسّفانه دست خوش تغییراتی چند به خصوص به عمد در ترجمه زبان اصلی به زبانهای بین المللی وزبانهای دیگر شدند .

امّا در این بین بشارت به امام زمان وظهور منجی اخرین هم بیش از همه در تورات و کتب پیامبران بنی اسرائیل دیده می شود . شاید به دلیل اینکه کمتر از انجیل دچارز تغییر شده است امروزه از انجیل (اناجیل اربعه که مورد قبول جامع مسیحیان است ) چیزی جز موهمات واشاعه شرک وتثلیث چیزی باقی نمانده است وتنها دربعضی از بندها و تعدادی از کتب های وابسته مثل مکاشفه یوحنّا و آثار یوحنّا که به صورت رمز گرایی است نشانه هایی از بشارت به پیامبر وائمّه اطهار وحضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها دیده می شود .

امّا باید اقرار کرد که همین مقدار باقی مانده از کتب آسمانی ادیان گذشته به اندازه ای محکم دلیل بر بشارت ائمّه دارند که جای بحثی را باقی نمی گذارند . واز طرف دیگر به همین منظور است که شورای تدوین وبررسی اصول اعتقادی مسیحیّت در همه مذهب هایش ( کاتولیک ، ارتدکس ، کلیسای لوتری یا پروتستان و...) مباحثه ومناظره در مورد اصول اعتقادی را به خصوص با مسلمانان ممنوع کرده اند تا آنها نپرسند که چرا عیسایی که یک بار به خاطر مردم خود را فدا کرد دوباره به اقنوم دیگر برگشت در آخر زمان ظهور می کند واصلاً آیا مسیح خود خداست یا پسر خداست و تا چه اندازه در راهبرد ملکوت موثّر است ؟ و بلاخره در آسمان چه کاره است ؟ آیا همه اینها یعنی خود خدا و مسیح پسر و... همه یکی هستند وتنها رنگ عوض کرده اند ؟

بله به همین دلیل است که کمتر میل به مباحثه دارند و فقط گوش می کنند و عمل می کنند یا نمی کنند و از طرف دیگر همانطور که گفته شد یهود ونهله مسیحی یهودی یا مسیحیان صهونیزم هم به آنها پیوسته وبرترین دشمنان مسلمانان وتندروترین انکارکنندگان منجی آخرین هستند ، چون می دانند که این آخرین میراث پادشاهی الهی دیگر در مقابل بهانه گیری های پوچ شان با آنها مراعات نمی کند – چون برای آنها همه نوع حجّت ودلیل آورده شد ودر آن زمان که بیاید – یا به راه عدالت هموار وهمراه خواهند شد ویا با تیغ حیدری  حجّت علیه السّلام روبرو خواهند شد که برای خدا  وبرای رضای او از هیچ چیز واز هیچ کس نمی ترسد وبیم به خود راه نمی دهد .

در این مقال هم به صورت گذرا و کوتاه ومختصر ولی مفید در ابتدا مهدویّت در ادیان مختلف بررسی شده وسپس نشانه های وجود امام زمان علیه السّلام در تورات وکتب اسرائیلیات بررسی می شود .

 

موعود در ادیان زمینی

از ادیان زمینی باقی مانده بر روی زمین که در حال حاضر هم طرفدارانی دارند عبارتند از :

1-بودایی

2-هندو

3-میترائیسم

4-مانوی

5-وادیان ابتدای قبیله ای مثل (سرخپوستان سیاه پوستان آفاریقا- و زرد رویان هندو چین و....)

 الف - بودا

بودا شاهزاده ای بود که در سی سالگی قید هرگونه آزادی ورفاه را می زند وبه کوه وجنگل می رود تا با مراقبه شدید نفسی وسرکوب امیال خود الگوهای رفتاری خود را برای هدایت جامعه بشری ارائه نماید . او توانست قومی را اطراف خود جمع کند و رهنمودهایی را برای سعادت شان ارائه نماید ، بودا هیچ وقت نگفت : من خدایم ویا پیامبرم ! بلکه تمام این افراط وتفریط ها پس از وفات او در بین پیروانش اتفاق افتاد و کار به جایی رسید که کیش بودایی خود به چندین مذهب تبدیل شد واکنون مردم زیادی در شبه قاره هند وچین وبنگلادش و مالزی وسنگاپور و... پیروان این دینند .

 در دین بودایی نیز مسئله انتظارمطرح است. شخص مورد انتظار این آیین بودای پنجم است. بودای پنجم برای نجات بشر در آخرزمان ظهور می کند و جهان را پر از عدل وداد خواهد کرد .

 

ب- هندو

هندوان را شاید بتوان به عنوان کهن ترین پیروان انتظار نامید که بیشترین این مردم در شبه قاره هند زندگی می کنند ودارای کتب زیاد دینی از جمله وداها و... هستند و آنها را عقیده بر این است که : ویشنو ظهور خواهد کرد و جهان را پر از عدل وداد خواهد نمود . دین هندو هم مثل مسیحیّت دارای اقنوم ثلاثه است (برهمن ، ویشنو، سیفا ) و البته در میان فرقه ها این نامها اندکی در تلفّظ با هم فرق دارند ولی در اصل مبنا بر اساس تثلیث همین سه خداست .

در کیش هندو در کتاب پورانا(purana)  شرح مفصلی در باره دوران اخر عصرکالی(Kali)یعنی اخرین دوره قبل از ظهور دهمین آواتارای ویشنو درج گردیده است.

 

ج- میترائیسم

پیروان میترائیسم که دین ابتدایی مردم ایران بود امروزه در شبه قاره هند موجود هستند و آنها هم دارای عقیده تثلیث هستند (هورمزد ، میترا ،اهرمن ) و این تثلیث هم در مورد نهله های مختلف یکسان است . آنها را عقیده بر ان است که در آخر زمان هورمزد (اهورامزدا ) بر اهریمن غلبه می کند وروشنایی بر تاریکی پیروز می شود و جهان پر از عدل وداد خواهد شد .

 

د مانوی

مانی ، این نقّاش زبردست ایرانی که دارای فلسفه ثنویّت روشنایی وتاریکی و.وجود دو خدای خیر وشر را مد نظر داشت ، عقیده اش  بر این بود که در نهایت خدای خیر ورحمت بر شر پیروز می شود  . و منجی آخرین شان هم خود خدای خیر ورحمت است .والبته او در تعالیمش خود را فاراقلیط و همان تسلّی دهنده وپیامبر وعده داده شده انجیل می نامید طرفداران مانی  با وجود از بین رفتن دسته جمعی وجونامناسب برخورد حکومت با آنان ، خود را حفظ کردند واکنون  تعداد اندکی در شرق دور زندگی می کنند ولی فلسفه وجهان بینی مانی  در ادیان دیگر نفوذ کرد وحتّی نهله هایی از آن را می توان در اندیشه های مسیحی جستجو کرد . بنابراین نباید دین مانی را مثل دین مزدک و... تمام شده ومنسوخ شده نامید . چون تعالیم او هنوز هم اگرچه به صورت بسیار کم و با نام مانوی یا با نام دیگر وجود دارد ولی تأثیر فلسفی بزرگی بر اد یان بزرگ مثل مسیحیّت دارد که هنوز هم پویاست و چون آب جریان دارد .

 

ادیان قبیله ای

تا میانه های قرن بیستم برای اینکه بگویند که سرخ پوستان و سیاه پوستان بومی مناطق آمریکای جنوبی وآفریقا ، دارای فرهنگ وتمدّن نیستند و این مناطق مورد اکتشاف پژوهشی و جهانگردی  اروپائیان است ، پس این مناطق از آن آنان است و مردم بومی میراث خوار آن مناطق بکر نیستند .

 تمام این امور دست به دست هم می داد تا حتّی از مطالعه باستان شناسی و جمعیّت شناسی مردم  بومی جلو گیری کنند ، ولی بلاخره دانشمندان باز هم براساس طمع مهاجران به ظاهر متمدّن دست به اکتشافات باستانشناسی وجمعیّت شناسی ودین شناسی زدند که به میراث بزرگی از تمدّن  به درازای تاریخ پی بردند واعتراف کردند که ساکنان قبلی این مناطق به صورت عموم دارای  ادیان مختلف وگاه ادیان توحیدی ابتدایی بودند و در تمام این ادیان که اکنون هم میان بومیان رایج است ، مردم برای ظهور منجی آخرین دنیا دعا می کردند . مثلاً بومیان برزیل برای ظهور کوتزل کوئل که منجی آخرین شان بود دعا می کردند وگاه قربانی  هدیه می دادند  تا او زودتر بیاید وجهان را پر از عدل وداد کند .

فرهنگ انتظار  حتّی در ادیان بسیار کهن هم دیده می شود که امروزه نام ونشانی از آنها جز در تاریخ ادیان وجود ندارد و این خود نشانه یک واقعیّت بزرگ است که هر کس به اندازه درک خود منتظر بوده وهست .

مهدویّت وبشارتهای ظهور در اوستا 

 به موجب روایات زرتشتى، و بنا به یشت نوزدهم، در آخرالزمان از زرتشت سه پسر متولدمى شود که با نام عمومى سوشیانس خوانده مى شوند. این نام بخصوص براى تعیین آخرینموعود تخصیص یافته و او آخرین مخلوق اهورامزدا خواهد بود

کلمه «سوشیانسکه از ریشه «سو» به معنى سودمند است، در اوستا سئوشیانت (Saoshyant) آمده و درپهلوى به اشکال گوناگونى چون: سوشیانت، سوشیانس، سوشانس، سوشیوس یا سیوشوس آمدهاست. در فروردین یشت، بند 129، در معنى سوشیانت چنین آمده است: «او را از این جهتسوشیانت خوانند; براى آن که او به کلیه جهان  مادی سود خواهد بخشید »

اینکلمه چندین بار در گاتاها براى شخص زرتشت به کار رفته و پیامبر خود را سوشیانتخوانده; یعنى کسى که از وجودش سود و نفع برمى خیزد و سود رساننده است. همین موضوعدر یسنا (59/28) نیز تکرار شده است.

در یسنا (24/5) از سوشیانسها با عنواننوکنندگان جهان و مردانى که هنوز متولد نشده اند یاد مى شود:

ستایش و نیایشو خشنودى و آفرین با فروهرهاى همه پاکان; آن پاکانى که مرده اند و آن پاکانى کهزنده اند و آن مردانى که هنوز زاییده نشده، سوشیانتهاى نوکننده اند.

و درفروردین یشت کرده 1 فقره 7 آمده است:

اى سپنتمان! فروهرهاى نخستینآموزگاران دین و فروهرهاى مردانى که هنوز متولد نشدند و در آینده سوشیانسهاىنوکننده جهان خواهند بود، از فروهرهاى سایر مردمان قویتر هستند.

در گزارشپهلوىِ وندیداد (19/5) سوشیانت به صورتِ «Sut aumand» سودمند آمده و از آن هنگامىسخن رفته که میان زرتشت و اهریمن (انگرمینو) جدالى سخت بوده است. اهریمن دیوان رابرمى انگیزد تا زرتشت را هلاک کنند، اما زرتشت با خواندن ادعیه و توسل به کلام مقدسدیوان را مى راند و بر آن مى شود تا آفرینش شر اهریمنى را نابود سازد.

بر اساس روایات پهلوى، نطفه زرتشت در دریاچه هامون، ]کیانسیه یا کَسَه اُیه (Kasaoya) قرار دارد. در آخرین هزاره از عمر جهان (هزاره دوازدهم) سه دوشیزه ازاین نطفه بارور مى شوند و سه موعود مزدیسنان را مى زایند. در یشت سیزدهم، بند 62،

/ 0 نظر / 38 بازدید